چنین حکایت کنند که روزی شیخ ابو املت تبری به سـرای اندر شد و سرکی به مطبخ کشـید و گام در سرا چه ی قند عسلش نهاد...چون آوای" دینگ دینگ یاهو مسنجر" بشنید؛ داد از نهاد برآورد:
که ای فرزندم شیر مادرت را حلالت نمی کنم اگر عمر به بذله گویی با دخترکان اینترنتی تلف کنی...من این کامپیوتر را نه از بهر چت کردن برایت ستانده ام،که بل از برای این است که "ارزش سهام بورس" را استخراج کنی و دردی از تعب اقتصادی پدرت دوا کنی...ای فرزندم بدان و آگاه باش، این دخترکان شوخ ایادی استکبارند که اینباراز آستین اینترنت سربرآورده اند و چونان طراحی شده اند که به طرفة العینی تورت کنند؛... تور کردنی اسیدی!!!
که ای فرزندم شیر مادرت را حلالت نمی کنم اگر عمر به بذله گویی با دخترکان اینترنتی تلف کنی...من این کامپیوتر را نه از بهر چت کردن برایت ستانده ام،که بل از برای این است که "ارزش سهام بورس" را استخراج کنی و دردی از تعب اقتصادی پدرت دوا کنی...ای فرزندم بدان و آگاه باش، این دخترکان شوخ ایادی استکبارند که اینباراز آستین اینترنت سربرآورده اند و چونان طراحی شده اند که به طرفة العینی تورت کنند؛... تور کردنی اسیدی!!!


